الملا فتح الله الكاشاني
190
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
براند * ( فَيَبْسُطُه ) * پس بگستراند خدا آن ابر را يعنى بهم متصل سازد گاهى كه خواهد * ( فِي السَّماءِ ) * در سمت آسمان * ( كَيْفَ يَشاءُ ) * چنان كه خواهد يعنى رونده يا ايستاده مطبق يا غير مطبق از جايى دون جاى ديگر و غير آن * ( وَيَجْعَلُه ) * و گرداند آن را گاهى * ( كِسَفاً ) * قطعه قطعه و پاره پاره هر قطعه در طرفى و جبائى گفته متراكب بر بالاى هم و با غلظه و تخانت * ( فَتَرَى الْوَدْقَ ) * پس ميبينى تو باران را كه به حكم الهى * ( يَخْرُجُ مِنْ خِلالِه ) * بيرون ميآيد از ميان آن هم در وقتى كه متصلست و هم در وقتى كه منقطع و متفرق است و يا متراكب بر هم * ( فَإِذا أَصابَ بِه ) * پس چون برساند خدا آن باران را * ( مَنْ يَشاءُ ) * در اراضى بلاد هر كه خواهد * ( مِنْ عِبادِه ) * از بندگان خود * ( إِذا هُمْ ) * آنكه ايشان بسبب حصول خصب از آن آب * ( يَسْتَبْشِرُونَ ) * شادمان و خوشحال ميشوند * ( وَإِنْ كانُوا ) * و بدرستى كه بودند * ( مِنْ قَبْلِ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ ) * پيش از آنكه فرو فرستاده شود بديشان باران * ( مِنْ قَبْلِه ) * پيش از ظهور سحاب يا ارسال رياح مبشره * ( لَمُبْلِسِينَ ) * نااميدان از باران در انوار گفته كه ضمير من قبله محتملست كه راجع بهر يك از مطر و سحاب و ارسال باشد و تكرير من قبله به جهت تاكيد است و دلالت بر تطاول عهد ايشان يمطر و استحكام ياس ايشان * ( فَانْظُرْ ) * پس در نگر * ( إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّه ) * بسوى نشانهء رحمت خدا كه بارانست مراد آنست كه باثر مطر نگر نگر تا به بينى كه * ( كَيْفَ ) * چگونه خدا به آن اثر * ( يُحْيِ الأَرْضَ ) * زنده ميگرداند زمين را باشجار و اثمار و زروع و رياحين و ساير نباتات از آن * ( بَعْدَ مَوْتِها ) * پس از مردگى و افسردگى آن و ابن عامر و حمزه و كسايى و حفص آثار رحمة اللَّه به صيغه جمع ميخوانند يعنى نشانهاى رحمت الهى و بخشايش نامتناهى كه خدا چگونه زمين مرده را زندگى مىبخشد و حقتعالى بر سبيل توسع يبس وجدونه را بمنزلهء موت گردانيده و ظهور نبات را در آن بمنزلهء حيات * ( إِنَّ ذلِكَ ) * بدرستى كه آن كه قادر است بر احياى زمين بعد از موت آن و اخراج انواع اشجار و ذروع و رياحين از آن و ساير نباتات * ( لَمُحْيِ الْمَوْتى ) * هراينه زنده گرداننده مردگانست يعنى هر آينه قادر است بر احياى ايشان چه احياى ارض احداث مثل آنست كه در او بوده و از قواى نباتيه و احياى موتى ايجاد آنست كه در مواد ابدان ايشان بوده از قوى و غيرها * ( وَهُوَ ) * و خدا * ( عَلى كُلِّ شَيْءٍ ) * بر همه چيزهاى ممكنه * ( قَدِيرٌ ) * توانا است چه